خرید بک لینک
و از وقتی که یادم می آمد تمام تلاش ام را کردم که زندگی را بشناسم، حس کنم و برسم به همه چیزی که زندگی ام بود. اما خب نمی شد، زندگی را اگر بشناسی و بفهمی، می توانی به آسمان ها برسی. اما اینطور نبود. زندگی بدتر از همه ی تصورات ما بود. بطور کل خاصیتش این بود که مزخرف باشد. روزهای زیادی آمدند و رفتند روزهایی که ما بسیار به چیزها و کسانی نیاز داشتیم ، و روزها بدون همه آنها سپری شد و تکرار شدند و تکرار و تکرار... ،اکنون ما دیگر به چیزی یا کسانی نیازی نداریم ،حالا دیگر بادبانها را کشیده ام پایین و کف قایقی سوراخ دراز کشیده ا م .صدایی نمی آید و هر لحظه به مقدار آب ِ توی قایق اضافه می شود. دیگر چیزی نمانده و من به تماشای رفتن خود نشسته ام .باری مهم نیست هر آنچه که گذشت و میگذرد.

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: شنبه 2 ارديبهشت 1402 ساعت: 17:18

صفحه بندی